معلم! ای ستاره ی روشن آسمان علم

تو چون درختی می مانی که سایه اش را بی هیچ چشم داشتی در اختیار عابران خسته می گذارد.

معلم! ای ناجی انسان در توفان جهالت

تو چون چراغ خودافروزی که لحظه لحظه ی جاده ی ظلمانی را روشن می کند و گستره ای از نور در افق چشمان مشتاق می نشاند.

معلم!

عشق شرمنده ی هجی شدن از زبان تو، که تو خود عین عشقی و مظهر عاشقی.

نامت را یارای معنا شدن نیست که تو در وصف نگنجی و هیچ زبانی را یارای توصیف تو نیست.

معلم!

بر گلبرگهای زیبای بهاری نامت را می نویسم تا بدانند که آنها زیباییشان را به هستی تقدیم می کنند و تو هستی ات را تقدیم علم.

"روزت مبارک"